حدس و ابطال
نزد پوپر، «علم به عنوان يكي از بزرگترين دستاوردهاي روح بشري» (حدسها و ابطالها، در بسياري از جاها) { اين گفته پوپر بسيار براي من تامل برانگيز و هيجان آور بود.} من پس از اين بخش كوشيدم كتاب حدسها و ابطالها را بدان صورت كه پوپر فهرستبندي كرده بود مورد تامل قرار دهم يعني بخش نخست آن را كه به حدس اختصاص داده بود با نگاه و تاكيد بر حدس و نقش آن در علم مورد توجه قرار دهم و بخش دوم كتاب را با نگاه و تاكيد بر ابطال و نقش آن در علم. حدس و ابطال هر دو از مولفههاي علماند.
پوپر پس از نقد نظر استقرايي هيوم ميگويد من پيشنهاد ميكنم كه تكرار را همچون نتيجهايي از تمايل خود براي چشمداشت نظمها بيان كنيم و درصدد آن باشيم. پوپر ميخواست شباهتهايي را در مورد جهان كشف كند و آنها را توسط قوانين اختراع شده خود تفسير و تعبير نمايد به نظر وي همين نظريه يك سعي و خطا بود ـ [سعي و خطايي] از حدسها و ابطالها. (ص 57) به نظر پوپر نظريهها خلاصه مشاهده نيستند بلكه اختراعاتي هستند ـ حدسهايي كه گستاخانه طرح شده تا در معرض آزمايش و محك زدن قرار گيرد و اگر مخالف با مشاهده در آمد حذف شود اين آزمونها بدين منظور صورت گرفته بوده است كه اگر ممکن باشد بصورت قطعي آنها رد كنند (حدسها و ابطالها، ص 58). پوپر در مقاله "سه نگرش در خصوص شناخت انسان" دستاوردهاي علم را سنت عقلگرايي كه در جستجوي حقيقت است بدين جهت كه «براي آزاد كردن عقول ما از باورهاي قديمي و پيشداوريهاي قديمي و يقينيات قديمي دارد، و ميتوان بجاي آنها حدسهاي تازه و فرضيههاي گستاخانه عرضه كند» داراي ارزش و اعتبار بالائي قائل ميشود. پوپر بنا به نگرشي از علم که سعي دارد از آن دفاع کند كار دانشمندان را در داشتن جرات براي اينکه «اسطورهها، حدسها و نظريههايي بيافريند كه با تجربه متعارفي زندگي روزانه تضادي چشمگير دارد، و در عين حال ميتواند بعضي از جنبههاي اين تجربه متعارفي زندگي را توضيح دهد» (حدسها، ص 126) ميداند و ميگويد اين كار ارزشمند آنها اين كمك را به ما ميكند تا بدان وسيله «بعضي از نظمها {قانونمنديها} جهان شناخته شده بر تجربة متعارفي خود را استخراج كنيم ـ يعني بكوشيم اين نظمها را توجيه كنيم.» پوپر معتقد است كار دانشمندان «بصورتي اندازه ناگرفتني بر وسعت قلمرو شناخت {ما} افزوده است» وليكن به نظر او «همة اين چيزها بسيار دور از آن است كه [تنها] افزارها {= ابزارها} محض بوده باشد{تلقي شود}» (حدسها، ص 127). پوپر«حدسها را كوششهايي بمنظور بيان و توجيه شناخته بوسيله ناشناخته مينامد.»(همانجا)و مي افزايد:«»
اگر به قول پوپر مبني بر اينكه هدف دانشمندان يافتن نظريه يا توصيفي صحيح دربارة جهان كه ممكن است توضيحي از واقعيتهاي مشهود باشد بدانيم، بايد با او همداستان باشيم كه آنچه دانشمندان ميتوانند بكند نه اثبات نظريههاي خود بلكه آزمودن نظريههاي خود و حذف از آنهايي است كه تاب و تحمل آزمونهاي سخت را ندارند و اين نظريهها از گزند هيچ آزموني در امان نيستند به نظر پوپر به اين لحاظ، همه نظريهها فرضيهاند و همين گونه باقي ميمانند: در مقابل شناخت ترديدناپذير (اپيستيمه = معرفت) جز حدس (دوكسا) نيستند.
وقتي به اين جاي كتاب حدسها و ابطالها رسيدم با اين انديشه معرفت شناسانه پارميندس مواجه شدم كه هموبين حقيقت و گمان (پندار = دوكسا) و در دوكسا بين پندار درست و پندار غلط فرق قايل بود. به نظر من افلاطون هم چنين كرد و وتيگشتاين هم نهايتاً معرفت را بيدليل يا باور بيدليل يافت.
همين موضوع را پوپر چنين ميگويد «بهترين و در واقع علميترين نظريهها توصيف كنندة «ذاتها» يا «ماهيتهاي ذاتي» اشياءند حقيقتي كه در زير ظواهر قرار گرفتهاند. چنين نظرياتي نه نيازمند توضيح و بيان بيشترند و نه پذيرندة آن: آنها آخرين توضيحاتند و يافتن آنها هدف نهايي دانشمند است (حدسها، ص 128)
پوپر مي گويد نظريه آزمون پذيري يا ابطال پذيري «متضمن آن است كه نظريه هاي علمي در صورت عدم ابطال، تا ابد بصورت فرضيه و حدس باقي مي مانند» (جستجو، ص 179) پوپر در ادامه نظريه معرفت خود در كتاب جستجو همچنان باقي است به اين نكته ما را توجه مي دهد كه آموزه كانت مبني بر امتناع شناخت نفس الامر اشياء مرا به اين خصلت نظريه ها و فرضيات راهبري شد كه آنرا معادل خصلت فرضيه ائي مادام العمري نظريه ها تعبير كرد (جستجو 185)
حدس و ابطال و پيشرفت
پوپر به خوبي مي پذيرفت كه مشاهده توسط نظريه هدايت شده و آن را پيش فرض مي كند. همچنين اين موضع را كه صدق يا صدق احتمالي نظريه ها را مي توان در پرتو شواهد مشاهدتي تصديق كرد با خرسندي و اطمينان كنار مي گذارد. نظريه ها در نزد پوپر بمنزله حدسيات يا گانهاي نظري (speculative) و موقتي هستند كه ذهن آدمي آزادانه آنها را خلق مي كند تا بر مسائل كه نظريه هاي قبلي با آن مواجه شده بودند فائق آيد و تبيين مناسبي از رفتار بعضي جوانب جهان ارائه نمايد. حدسهاي نظري همين كه چنين جهت بررسي پيش نهاد مي شوند بدقت و بدون مسامحه كاري توسط آزمونها و مشاهدات مورد آزمايش قرار مي گيرند نظريه هايي كه از عهده آزمونهاي مشاهدتي و ازمايش موفق بيرون نيايند بايد حذف شوند. بنابراين حدسهاي ديگر جايگزين آنها مي شوند. بدين قرار علم با آزمونها و خطا، يعني با حدسها و ابطالها، پيشرفت مي كند. بدين ترتيب تنها بهترين نظريه ها ابقاء مي شوند در ضمن اينكه هرگز مجاز نيستيم بگويم فلان نظريه صادق است، تنها مي توانيم اميدوار باشيم در ميان نظريه هاي موجود بهترين و از آنچه پيش از آن وجود داشته بهتر است. (چيستي علم، چالمزر، 51)
دو نمونه از ابطال و پيشرفت علمي
در اين جا دو مثال آورده شده است تا نقش ابطال در پيشرفت علمي را توضيح دهد. يک مثال جزئي و ديگري بررسي پيشرفت علم فيزيک در يک گستره بزرگتر از ارسطو تا انشتين.
1- شناخت ما از خفاشها:
{1}خفاشها با آنكه چشمان ضعيفي دارند و بيشتر پروازشان در شب صورت مي گيرد، مي توانند بي آنكه با شاخه درختان، سيمهاي تلگراف و خفاشهاي ديگر برخورد كنند براحتي و با سرعت پرواز و حشرات را شكار كنند. اين مشاهده مساله اي را ايجاد مي كند زيرا ظاهراً نظريه قابل قبولي را ابطال مي كند كه برحسب آن ، حيوانات همچون انسانها با چشمهايشان مي بينند. ابطالگرايان تلاش مي كنند با حدس يا ساختن فرضيه اي مساله را حل كنند. شايد پيشنهاد كنند: اگر چه چشمان خفاشها ظاهراً ضعيف است، آنها مي توانند به نحوي كه براي ما قابل فهم نيست با استفاده از چشمان خود ببينند. اين فرضيه را مي توان آزمود. تعدادي خفاش را داخل اتاق تاريكي كه داراي موانع است رها مي كنيم و توانايي آنها را در اجتناب از برخورد با اين موانع به نحوي اندازه گيري مي كنيم. سپس چشمان همان خفاشها را مي بنديم و مجدداً در داخل اتاق رها مي كنيم. استدلال آزمايشگر قبل از اين آزمايش ميتواند چنين باشد: يكي از مقدمات استدلال، فرضيه خود او است كه به بياني صريح مقرر مي دارد: «خفاشها مي توانند با استفاده از چشمان خود و بدون برخورد با موانع پرواز كنند، و اين كار را بدون استفاده از چشمان خود نمي توانند انجام دهند.» مقدمه دوم توصيف ابزار و وسايل آزمايشگاهي است به علاوه اين قضيه كه: «چشمان اين تعداد خفاشها بسته شده است به طوري كه نمي توانند از چشمانشان استفاده كنند». آزمايشگر مي تواند از اين دو مقدمه قياساً نتيجه گيري كند كه «خفاشها نمي توانند از برخورد با موانع داخل آزمايشگاه به نحو موثري اجتناب كنند». سپس آزمايش انجام مي گيرد و مشاهده ميشود كه خفاشها از برخورد با موانع با همان دقت قبلي اجتناب مي كنند. {بدين سان} فرضيه مورد آزمون ابطال مي شود.
{2} اينجاست كه به استفاده تازه اي از قوه تخيل نياز است تا حدس يا فرضيه يا تخمين جديدي طرح شود. شايد دانشمندي بگويد ممكن است گوشهاي خفاش به نحوي در توانايي اجتناب از موانع موثر است. براي ابطال اين فرضيه مي توان آن را مورد آزمون قرار داد بدين صورت كه قبل از رها كردن خفاشها در آزمايشگاه گوش آنها را بست. اين بار ملاحظه مي شود كه از توانايي اجتناب آنها از موانع به طور قابل ملاحظه اي كاسته شده است. اين فرضيه تاييد شده است. حال ابطالگرايان بايد تلاش كنند فرضيه خود را دقيقتر كنند به طوري كه با سهولت بيشتري ابطال پذير شود. پيشنهاد مي شود كه خفاشها انعكاس صداي جيغ و فرياد خود را از اشياء جامد ميشنوند. اين مطلب با دهنه زدن به خفاشها قبل از رها ساختنشان آزمايش مي شود. دوباره خفاشها با موانع برخورد مي كنند و باز فرضيه تاييد مي گردد. اكنون به نظر مي رسد ابطالگرايان به راه حل موقتي مساله خود نزديك شده اند. با اين همه معتقد نيستند كه با آزمايش چگونگي اجتناب خفاشها از برخورد با موانع در حين پرواز را اثبات كرده اند، زيرا امكان دارد عوامل ديگري پيش آيد كه به آنان نشان دهد اشتباه مي كرده اند. براي مثال، شايد خفاشها انعكاس صداي خود را نه با گوش كه با قسمت حساسي از ناحيه اطراف گوش دريافت مي كنند كه كارايي آن هنگام بستن گوش خفاها از بين رفته است يا شايد انواع مختلف خفاش موانع را به صورتهاي بسيار متفاوت درمييابند به طوري كه خفاشهاي مورد استفاده در آزمايش به طور صحيحي نماينده همه انواع آنها نبوده اند.
2- پيشرفت در فيزيک:
پيشرفت فيزيك از عصر ارسطو تا دوران نيوتن و از آن پس تا اينشتين مثالي در اختيار مي گذارد كه داراي پهنه گسترده تري است. تبيين ابطالگرايان از آن پيشرفت تقريباً بدين شرح است:
{1}فيزيك ارسطويي تا حدي كاملاً موفق بود. اين فيزيك ميتوانست طيف وسيعي از پديدارها را تبيين كند. براي مثال مي توانست تبيين كند چرا اجسام سنگين (به قصد قرار گرفتن در جايگاه طبيعي شان در مركز جهان) به زمين سقوط مي كنند، و بعلاوه مي توانست كنش سيفونها و پمپهاي مكنده را تبيين كند (اين تبيين بر غيرممكن بودن خلا مبتني بود) و مانند اينها. اما سرانجام فيزيك ارسطويي به شيوه هاي متعددي ابطال شد:
1- سنگي كه از بالاي دكل كشتي اي رها مي شد كه با سرعت يكنواخت در حركت بود در پاي دكل روي عرشه پايين مي آمد و نه در فاصله اي از دكل، آن گونه كه نظريه ارسطو پيش بيني كرده بود.
2- مشاهده شد كه اقمار مشتري به دور مشتري مي گردند نه به دور زمين.
ابطالهاي ديگري نيز در قرن هفدهم اضافه شد.
{2}فيزيك نيوتني پس از تولد و تحول به دليل حدسهاي امثال گاليله و نيوتن نظريه كاملتري بود كه جايگزين فيزيك ارسطو شد. نظريه نيوتن سقوط اجسام، عمل سيفونها و پمپهاي مكنده، و هر پديدار ديگري را كه نظريه ارسطو قادر به تبيينشان بود مي توانست تبيين كند. بعلاوه، ميتوانست پديدارهايي را كه براي ارسطوييان مساله آفرين بود تبيين كند. اضافه بر اين، نظريه نيوتن پديدارهايي را ميتوانست تبيين كند كه نظريه ارسطو به آنها توجهي نكرده بود از قبيل همبستگي بين امواج دريا و موقعيت ماه، و تغيير در نيروي جاذبه با ارتفاع بالاي بستر دريا. نظريه نيوتن مدت دو قرن قرين توفيق بود بدين تعبير كه هر تلاشي جهت ابطال آن با توجه به پديدارهايي كه به كمك خود آن پيش بيني شده بود، ناموفق مي شد. اين نظريه حتي به كشف سياره جديد نپتون منجر گرديد، اما با وجود توفيقاتش، تلاشهاي مداوم جهت ابطال آن سرانجام كامياب شد. نظريه نيوتن از راههاي متعددي ابطال گرديد. اين نظريه:
1- قادر به تبيين جزئيات مدار سياره عطارد نبود
2- نمي توانست جرم متغير الكترونهاي سريع الحركت در لوله خلا را تبيين كند.
در نتيجه فيزيكدانان در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم با چالش مسائلي مواجه شدند كه پدیرش فرضيه هاي نظري جديدي را طلب مي كرد كه به نحوي كاميابتر بر اين مسائل فائق آيد.
{3}اينشتين توانست از عهده اين چالش برآيد. نظريه نسبيت وي توانست پديدارهايي را تبيين كند كه نظريه نيوتن را ابطال كرده بود و در همان حال ميتوانست در زمينه هايي كه نظريه نيوتني موفق بود با آن برابري كند. بعلاوه، نظريه اينشتين پيش بيني پديدارهاي جديد چشمگيري را به ارمغان آورد. نظريه نسبيت خاص وي پيش بيني كرد كه جرم تابعي از سرعت است و جرم و انرژي قابل تبديل به يكديگرند. همچنين نظريه نسبيت عام وي پيش بيني كرد كه پرتو نور در ميدانهاي گرانشي نيرومند خميده ميشوند. كوششهاي بعدي جهت ابطال نظريه اينشتين با توجه به پديدارهاي جديد به شكست انجاميد. ابطال نظريه اينشتين به منزله چالشي براي فيزيكدانان جديد همچنان برجاي مانده است. توفيق آنان در ابطال اين نظريه گام جديدي در پيشرفت فيزيك خواهد بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۲۴ ق.ظ توسط سید محمد حسینی
|