نقس ابطال در پیشرفت علمی(1) آيا مي توان ابطال و ابطال پذيري را از هم جداکرد؟
با اينكه روي سخن ما درباره ابطال است ليكن رابطه ايي مفهومي و مصداقي بسيار زيادي بين اين واژه و واژه ابطال پذيري وجود دارد. ابطال در عرف فرهنگ لغات فارسي به معناي پوچ، بيهودگي، ناچيزكردن و در معناي مصدري و اسمي بكار مي رود و معادل Falsification است.و در معناي آنچه صفت پوچي، بيهودگي و ناچيزي را به خود گرفته مي باشد. اما ابطال پذيري يا Falsifiability به معناي آنچه توانايي و استعداد پذيرفتن صفت پوچي، بيهودگي و ناچيز بودگي را دارد، بکار مي رود . ابطال در عرف فلسفه علم يعني «شكست نظريه ها در بوته آزمايش آزمونهاي مشاهدتي و آزمايشي» (چالمزر، چيستي علم، ص69) به نظر می رسد نمی توان این دو اصطلاح را به این سادگی از هم جدا کرد .مثلاً پرفسور كتاب چالمزر معتقد است « از لوازم شرط ابطال پذيري بيشتر نظريه ها اين است كه نظريه ها بايد بوضوح بيان شده و دقيق باشند . . . در غير اينصورت مي توان از نظريه ها در مقابل ابطال دفاع كرد.» (چيستي علم،ص 59) شاهد مثال ديگر براي اين موضوع در كتاب منطق اكتشاف علمي چنين است: «ابطالپذيري را فقط هنگامي ميتوان معيار تمييز بدانيم كه بتوانيم ابطال را به گزارههايي مشخص مستند كنيم»(بند 7، ص 58) نسبت بين ابطالپذيري بعنوان معيار تمييز بين علم و تئوريهاي متافيزيكي و ابطال بعنوان يك صفت براي گزارهها علمي، تنها در يك شيوه و معيار و يك صفت و خصوصيت نبايد نگريسته شود.
به نظر می رسد که نسبت بین ابطال و ابطال پذیری نسبت بین آنچه می تواند ابطال را پذیرای باشد با آنچه پذیرفته است می باشد.