جرات پرسیدن داشته باش -کانت، رساله ای درباب روشنگری
 

سمینار بین المللی تعامل دو گونه پدیدارشناسی

پدیدارشناسی، مطالعه تجربه آگاهانه بشر از منظر سوژه است. طی چند دهه گذشته، مورد توجه بسیاری از فیلسوفان تحلیلی و دانشمندان علوم شناختی قرار گرفته است. پدیدارشناسی در درجه اول واکنشی به رویکردهای سنتی برای مطالعه ذهن بود که از نقش آگاهی غفلت می کردند. در فلسفه تحلیلی دو برنامه تحقیقاتی با انگیزه پدیدارشناسی شناخته شده است: نخست، توصیفات پدیدارشناسی که از چگونگی پدیدارشدن جهان در تجربه و ذهن سخن می گوید و موضوع اساساً بر مسئله ادراک متمرکز دارد. برنامه پژوهشی ادموند هوسرل، استدلال توماس نیگل در مورد خفاش بودن به چه می ماند و یا مقاله ساختار حیث التفاتی جان سرل در این گروه قرار دارد. دوم، توصیفات پدیدارشناختی مبتنی بر تجربه حضور بدن، عمل و تعامل با قرائتی از پدیدارشناسی مارتین هایدگر و موریس مرلو-پونتی و نقد هوبرت دریفوس از هوش مصنوعی، پروژه ذهن مرموز ِفرانسیسکو وارلا، ایوان تامپسون و ایلانور روزچ، و بسیاری دیگر از انواع آنچه اخیراً تحت عنوان دیدگاه شناخت 4E خوانده می شود.

قرائت های این دو پدیدارشناسی غالباً رد کارکردگرایی و تأکید بر نقش پدیدارشناسی اول شخص در ادراک است. با این حال، این دو قرائت تعهدات متفاوتی در مورد تحلیل پدیدارشناختی تجربه انسانی دارند و عدم گفتگو بین طرفداران این دو برنامه موجب شده است دانشگاه بوداپست برنامه ای برای نزدیکی این دو گفنمان برقرار نماید.

علاقمندان به موضوعات فوق می‌توانند چکیده آثار خود را تا ۲ اوریل ۲۰۲۰ به آدرس ایمیل eroglu_ali-kerem@phd.ceu.edu ارسال نمایند.

مهلت ارسال آثار تا پایان روز ۲۳ فوریه ۲۰۲۰ است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه فرمایید.

https://events.ceu.edu/2020-04-01/two-phenomenologies

تجربه عرفاني در كتاب چنين گفت ابن عربي

كتاب «چنين گفت ابن عربيِ» نصرحامد ابو زيد با ترجمه آقاي سيدمحمد راستگو و با دقت مثال زدني و استواري ترجمه پارسي و در عين حال استفاده از واژگان شيوا و دررست خواندن اين كتاب را برايم لذت بخش كرد. كتابي جالب و با رويكردي عقل گرايانه و تحليلي. تحليلي نه بدان معنا كه هيچ گزاره عرفاني را تحقق پذير بداند يا نداند، بلكه بدين معناكه سعي دارد در پرتو نكته سنجيهاي عقلاني پي به درك معاني عرفاني ببرد. در اين كتاب ميخوانيم «بي گمان و گفت و گو، ريشه داشواري و پيچيدگي زبانِ صوفيان به سرشت و ساختار تجربه عرفاني برمي گردد. و بخشي از آن مربوط به پيامد فشارها و سخت گيري هاي مادي و جسماني اي ميگردد كه صوفيان به آن دچار بودند. او  سپس مي گويد «جان و جوهر تجربه عرفاني شكفتگي «من» است و آغوش گشودن ِ آن بر جان و جوهر و معنايي كه در سراسر هستي نهفته است. اين شكفتگي و گشايش نيز در گرو اين است كه آدمي بتواند «منِ» خويش را با هستي پيوند زند.(ص118)

ادامه نوشته
 
  BLOGFA.COM