نقش ابطال در پیشرفت علمی(بخش 6 و آخر) - افزايش ابطال پذيري و اصلاحات موضعي
اين شرط ابطالگرايان كه هم زمان با پيشرفت هر علمي،بايد نظريه هاي آن علم ابطال پذيرتر و در نتيجه پر محتواتر و اخباري تر شوند هر گونه جرح و تعديلي را كه صرفاً به منظور حفظ نظريه از ابطال باشد، رد مي كند.
جرح و تعديل يك نظريه، از قبيل افزودن يك اصل موضوعه يا تغيير در اصول موضوعه موجود، در صورتي كه نتايج آزمون پذيري نداشته باشد كه قبلاً از نتايج آزمون پذير نظريه تعديل نيافته نبوده باشند، تعديل موضعي خوانده مي شود. در ادامه اين بخش، مثالهايي براي روشن شدن مفهوم اصلاح موضعي ملاحظه خواهيم كرد. ابتدا بعضي از اصلاحات موضعي غيرقابل قبول ابطالگرايان را بررسي مي كنيم و سپس آنها را با اصلاحاتي مقايسه مي كنيم كه غير موضعي و در نتيجه مورد قبول ابطالگرايان هستند.
{1}با مثالي نسبتاً پيش پا افتاده شروع مي كنيم. كلي «نان تغذيه مي كند» را در نظر بگيريم. اگر اين نظريه بسيار ساده با تفصيل بيشتري بيان شود، بدين صورت در خواهد آمد: اگر گندم به شيوه عادي كاشته و به روش معمول تبديل به نان شود و به طريق عادي خورده شود، آنگاه انسان را تغذيه مي كند. اين نظريه به ظاهر بي ضرر زماني در يك روستاي فرانسه با مخاطرات بسياري مواجه شد. بدين صورت كه پس از كاشت و پخت گندم به روش معمول، بيشتر مردمي كه از آن تغذيه كرده بودند بشدت بيمار شدند و حتي بسياري درگذشتند. نظريه «(كليه) نانها تغذيه مي كنند» ابطال شد. براي پرهيز از ابطال نظريه مي توان آن را بدين شكل اصلاح نمود: «(كليه) نانها، به استثناء نوع ويژه اي كه در روستاي مورد نظر در فرانسه توليد مي شوند، مغذي هستند». اين تغيير را اصلاح موضعي مي خوانند. نظريه تعديل شده را با هيچ شيوه اي، افزون بر آنچه براي نظريه اوليه ممكن بود، نمي توان آزمود. مصرف هر نوع نان آزموني براي نظريه اوليه است، در صورتي كه آزمونهاي نظريه تعديل يافته محدود مي شود به مصرف ناني غير از آن نوع كه در فرانسه فاجعه آفريد. فرضيه تعديل شده از فرضيه اصلي كمتر ابطال پذير است. ابطالگرايان چنين اقدامات تدافعي را رد مي كنند.
{2}مثال بعدي دلپذيرتر و دلالت آميزتر خواهد بود. مثالي است كه براساس تعاطي واقعي بين گاليله و حريف ارسطويي وي در اوايل قرن هفدهم رخ داده است. گاليله كه با دقت ماه را به وسيله تلسكوپ جديد الاختراع خود مشاهده كرده بود، توانست گزارش كند كه ماه يك سياره كروي شكل صاف نيست، بلكه سطح آن پر از كوه و حفره است. رقيب ارسطويي وي كه مكرراً به همان مشاهدات نايل شده بود ناگزير شد بپذيرد كه واقعيت آن گونه كه گاليله گزارش كرده به نظر مي رسد، اما اين مشاهدات اين تصور اساسي ارسطوييان را كه تمام اجرام آسماني كاملاً كروي هستند خدشه دار مي كرد. حريف گاليله در برابر اين ابطال، آشكارا و به نحوي كه بوضوح موضعي بود از نظريه خويش دفاع كرد. وي گفت عنصري نامرئي روي سطح ماه وجود دارد كه حفره ها را پركرده و كوهها را پوشانده است به گونه اي كه شكل ماه به طور كامل كروي است. هنگامي كه گاليله از وي سوال كرد چگونه مي توان حضور اين عنصر نامرئي را كشف كرد، پاسخ داد هيچ راهي براي يافتن آن وجود ندارد. هيچ ترديدي نيست كه نظريه تعديل شده، هيچ نتيجه آزمون پذير جديدي به بار نياورده، و {از اين رو} براي ابطالگرايان كاملاً غير قابل قبول است. گاليله كه از اين پاسخ برآشفته بود توانست ناتواني نظرگاه رقيب خود را مطابق عادت خويش به ظرافت نشان دهد. او اعلام كرد كه آماده است بپذيرد كه عنصر نامرئي نايافتني روي سطح ماه وجود دارد، ولي بر اين پاي مي فشرد كه آن عنصر به گونه اي كه حريفش وصف كرده پخش نشده، بلكه در واقع بر قله كوهها انبار شده، به طوري كه به مراتب بلندتر از آن است كه تلسكوپ مي نماياند. گاليله توانست در بازي بي حاصل ابداع ابزارهاي موضعي براي حفظ نظريه ها گوي سبقت را از حريف خود بربايد.
{2} نظريه فلوژيستون قبل از لاوازيه نظريه متداول و مقبول در تبيين سوختن اجسام بود. طبقه اين نظريه، هنگام سوختن اجسام، فلوژيستون از آنها خارج ميشود. پس از اينكه آشكار شد بسياري از اجسام پس از سوختن افزايش وزن پيدا مي كنند، اين نظريه متزلزل شد. يك راه پيروزي بر اين ابطال آشكار اين بود كه براي فلوژيستون وزن منفي قائل شويم. اگر بتوان اين فرضيه را فقط با وزن كردن اجسام، پيش و پس از سوختن آزمود، در آن صورت اصلاح آن موضعي خواهد بود زيرا به هيچ آزمون جديدي منجر نشده است.
اصلاح نظريات به منظور رفع مشكلات ضرورتاً موضعي نيست. در اينجا مثالهايي چند از اصلاحاتي را كه موضعي نيستند و در نتيجه از نظر ابطالگرايان پذيرفتني اند ملاحظه مي كنيم:
{3}به ابطال اين سخن كه «نان تغذيه مي كند» باز مي گرديم تا بررسي كنيم چگونه مي توان آن را به نحوي مناسب و پذيرفتني جرح و تعديل كرد. يك كار مقبول اين است كه نظريه ابطال شده اوليه را با اين نظريه جايگزين كنيم «تمام نانها تغذيه مي كنند بجز ناني كه از گندم آلوده به نوع خاصي قارچ تهيه شده باشد» (و به دنبال آن، قارچ و بعضي از ويژگيهايش را مشخص كنيم). اين نظريه تعديل شده موضعي نيست زيرا به آزمونهاي جديدي مي انجامد. به زبان پوپر، مستقلاً آزمونپذير است.
آزمونهاي ممكن عبارتند از آزمودن گندمي كه نان مسموم از آن پخته شده، بدين منظور كه آيا داراي قارچ هست يا نه، كشت قارچ روي نوعي گندم كه به نحو خاصي تهيه شده و آزمودن اثر غذايي نان حاصل از آن، تحليل شيميايي قارچ به منظور يافتن سموم شناخته شده و امثال اينها انجام شود. تمام اين آزمونها، كه بسياري از آنها مشتمل بر آزمون فرضيه اصلي نمي شوند، مي تواند به ابطال فرضيه تعديل يافته بينجامد.
اگر فرضيه جرح و تعديل يافته ابطال پذيرتر، در آزمونهاي جديد ابطال نشد، در آن صورت مطلب جديدي آموخته شده است و پيشرفت حاصل مي شود.
{4}حال براي مثالي واقعي تر به تاريخ علم بازگشته، به سلسله حوادثي كه به كشف سياره نپتون انجاميد، توجه مي كنيم. رصد حركات سياره اورانوس در قرن نوزدهم نشان داد كه مدار اورانوس به مقدار قابل ملاحظه اي از آنچه نظريه جاذبه نيوتن پيش بيني كرده بود فاصله گرفته و در نتيجه، آن نظريه را با مشكل مواجه كرد. به منظور رفع اين مشكل، لووريه در فرانسه و ادمز در انگلستان پيشنهاد كردند كه سياره اي در مجاورت اورانوس وجود دارد كه تاكنون كشف نشده است و از اين رو پنداشتند كه جاذبه بين اورانوس و سياره فرضي، انحراف اورانوس از مدار پيش بيني شده اوليه اش را تبيين خواهد كرد. همان طور كه رويدادهاي بعدي نشان داد، اين پيشنهاد موضعي نبود. اگر اندازه سياره حدس زده شده قابل ملاحظه باشد و باعث اختلال مدار اورانوس شده باشد، مي توان وجود آن را در مجاورت اورانوس حدس زد و به دنبال اين حدس، مي توان با مشاهده منطقه مربوطه در آسمان با تلسكوپ، پيشنهاد جديد را آزمود. بدين گونه بود كه گاله براي اولين بار سياره اي را كه امروزه به نپتون شهرت يافته، رويت كرد. نه تنها آن پيشنهاد موضعي نبود، بلكه تلاش براي نجات نظريه نيوتن از ابطال به واسطه مدار اورانوس باعث آزمون جديدي براي آن نظريه شد، به طوري كه توانست به نحو غير منتظره و پيشرفت زايي از عهده آن برآيد.