نظريه ها و روش هاي هوش مصنوعي
1. نظريه کنترل يا نظريه ديگر، سايبرنتيکس(cybernetics) است که به مطالعه و مقايسه بين دستگاه عصبي متشکل از مغز و اعصاب با دستگاههاي الکتريکي و مکانيکي مي پردازد و به طور گسترده اي در روباتيک کاربرد دارد.
2. فرضيه سيستمهاي نماد فيزيكي مطابق اين نظريه «سيستم نماد فيزيكي ابزارهاي ضروري و كافي را براي فعاليت هوشمند كلي را دارا است»
3. آزمون تورينگ: آلن تورينگ فيلسوف و رياضيدان انگليسي در سال 1950 طي مقالهاي به نام Computing Machinery and Intelligance يا «ماشين محاسباتي و هوشمندي» مطرح كرد. او پرسيد: «آيا ماشين ميتواند فكر كند؟» و براي اينكه ذهن مخاطب را از پريشاني درباره ماهيت اين ماشين برهاند، توضيح داد كه منظور او از ماشين، يك كامپيوتر است؛ ماشيني كه قادر به انجام محاسبات نرمافزاري است. به اين ترتيب براي اولين بار اين پرسش در ذهن نوع بشر پديد آمد كه: «آيا كامپيوتر ميتواند فكر كند؟»خود تورينگ نتوانست پاسخ قطعي اين پرسش را پيدا كند، اما براي يافتن پاسخ مناسب در آينده، يك راهبرد خلاقانه پيشنهاد كرد. او آزموني طراحي كرد كه خود آن را «بازي تقليد» ناميد. تورينگ پرسيد: «آيا يك ماشين، يعني يك كامپيوتر، ميتواند آزمون تقليد را با موفقيت پشت سربگذارد؟» آيا يك كامپيوتر ميتواند با يك انسان چنان گفتوگو كند كه او فريب بخورد و تصور كند در حال گفتوگو با يك انسان است؟
او آزمون بازي تقليد را چنين شرح داد: يك پرسشگر - يك انسان - همزمان در حال گفتوگو با دو نفر است. هر يك از اين دو نفر در اتاقهاي جداگانهاي قرارگرفتهاند و پرسشگر نميتواند هيچيك از آنها را ببيند. يكي از اين دو نفر يك انسان است و ديگري يك ماشين؛ يعني يك كامپيوتر. پرسشگر بايد با اين دو نفر شروع به گفتوگو كند و بكوشد بفهمد كداميك از اين دو انسان است و كداميك ماشين. اگر كامپيوتر بتواند طوري جواب دهد كه پرسشگر نتواند انسان را از ماشين تميز دهد، آنگاه ميتوان ادعا كرد كه اين ماشين هوشمند است.
4. نظريه محاسباتي ذهن: بنا بر نظريه محاسباتي ذهن (به اختصار ن.م.ذ ) افكار سمبل هاي مركبي اند كه هم ويژگي هاي نحوي و هم ويژگي هاي دلالت شناختي دارند.( در اين مورد در بحثي به همين نام بحث خواهد شد.) اين نظريه نهايتاً به اين موضوع که اگر ن.م.ذ صحيح باشد، حالات و فرآيندهاي ذهني مي توانند علي الاصول توسط كامپيوتر ديجيتال متحقق شوند. يعني كامپيوتر ديجيتال مي تواند ذهن داشته باشد. اين ايده شالوده برنامه تحقيقاتي را موسوم به هوش مصنوعي قوي (يا AI قوي) تشكيل مي دهد.
5. اتصال گرايي (connectionism) بطور خلاصه اتصال گرايي مي گويد ذهن شبكه ايي اتصالي است. يعني گرادایه هائی از چنين شبكه هايي مي باشد. گاه به اتصال گرايي «شبكه هاي عصبي» و گاه پردازشگرهاي توزيع شده موازي يا Distributed Processes Paralell گفته مي شود.
متدهاي احتمالي براي استدلال هاي غير قطعي
در AI گاه براي حل مسائل به وجود آمده به ويژه در روباتيک، يادگيري و استدلال، راهي جز استفاده از اطلاعات غير قطعي و ناقص نيست، براي رفع اين مشکل با بهره گيري از نظريه احتمال واقتصاد ابزارهاي مفيدي چون شبکه هاي بايسن ايجاد شده است.
در اين راستا ابزارهاي رياضي دقيقي توسعه يافته اند که چگونگي انتخاب کردن و برنامه ريزي را توسط عامل تحليل مي کنند. اين کار با استفاده از نظريه تصميم، تحليل تصميم، نظريه ارزش اطلاعاتي انجام مي پذيرد.