تجربه درد دارای این همانی شلیک فیبر C در بخش خاص از مغز است. حال سوال این است که چنین این همانی ای چگونه می تواند درد را توضیح دهد؟ چرا تحریک فیبر C در آن بخش خاص مغز تجربه درد را ایجاد می کند؟ چرا تحریک فیبر C مثلاً باعث خارش نمی شود؟ به نظر می رسد چنین سوالاتی جواب ندارد. این موضوع اولین بار با مقاله معروف ارنست نیگل(1974) یعنی مقاله"خفاش بودن به چه می ماند؟"[1] به سر زبانها افتاد و بعداً  بصورت کلی تر "شبیه چیزی بودن"[2] مورد استفاده قرار گرفت. جان مایه کلام نیگل توسط لايكن بصورت زير صورت بندي شده است:

1.     چيزي شبيه به حس خفاش بودن وجود دارد.

2.     ما تمام واقعيات مکانیزیم های فیزیکی، ساختار كاركردي و فرایندهاي  فیزیولوژیک خفاش را مي‌دانیم.(همچنين مي دانيم مکانیزم مکان یابی خفاش با ارسال اصواتی با فرکانس بالا و تحلیل انعکاس آنها بصورت بسیار دقیق و پیچیده، بازنمود دقیقی از محیط اطراف را بدست می دهد و احتمالاً می توانیم آنرا بدقت تشریح نماییم)

3.     ما نمي دانيم شبيه خفاش بودن به چه مي ماند.

4.     از آنجاكه اگر f1=f2 باشد، و هرچه را درباره f1 مي دانيم، در واقع درباره f2 خواهيم دانست.

5.     اما براستي واقعيت اينست كه fb  وجود دارد كه آنچه شبيه خفاش بودن است متمايز از هر واقعيت كاركردي و فيزيولوژيك درباره خفاش است.]1و2و3و4[

6.     اگر ماده باوری درست باشد هر واقعيت ذهني درباره خفاش اين همان با واقعيتي كاركردي و فيزيولوژيك است.

ولی از 5 و 6 در می یا بیم که ماده باوری غلط است(لایکن،1987). مطابق نظر لايكن  اینکه «"نمي دانيم" شبيه خفاش بودن به چه مي مانند» ِ نيگل به زبان خصوص تبديل شده است و همچنين مثال هاي نقضي وجود دارد كه قانون اينهماني لايب نيتسي را مورد مناقشه قرار مي دهد، يعني اگر f1 همانf2 است، پس اگر توسط S،  f2 را بدانيم پس f1 را بواسطه S خواهيم دانست. لیکن در این مورد مسائل بسیاری مطرح شده است(لایکن،1987).

براستی خفاش ها چگونه تجارب پدیداری ای دارند؟ هر چند این مکانیزم در رادارها و دلفین ها بکارگرفته شده است و ما به بسیاری از این مکانیزیم‌ها آگاهیم، با این وجود، شکاف تبييني بین مطالعات علمی مغز خفاش و فهم تجارب پدیداری او اجتناب ناپذیر است. این موضوع مانند این است که بگویم: شاید H2O توضیحات کاملی راجع به برخی از ویژگی های  آب مثل نقطه انجماد، نقطه جوش، افزایش حجم در هنگام انجماد تا 4- و غیره بدهد، لیکن آیا می‌توان ویژگی رفع عطش آب را توضیح بدهد. به همان نسبت اگر درد این همان با تحریک فیبر C باشد، آیا این همانی تحریک فیبر C با درد می تواند ویژگی های پدیداری درد را توضیح دهد؟



[1] Nagel, T. (1974), "What Is It Like to Be a Bat?" Philosophical Review 83: 435-450.

[2] what is it like