-دغدغه های روشنفکران آینده
انسان در حالی قدم به هزاره سوم می گذارد که با نگرانی هائی روبرو است . تسلیحات هسته ای ، سلاح های شیمیائی و میکروبی ، تولد گوسفند آزمایشگاهی بنام دالی و رشد سریع دانش هوش مصنوعی و هزاران چیز دیگر که همگی باعث نگران هستند. این موضوعات براستی روح و جان روشنفران را به خود مشغول داشته است. اما روشنفکران بیدارگر همواره در مورد خطرات این موضوعات و نتایج زیان بار آنها به ما هشتار داده اند.
شاید محوری ترین دغدغه های روشنفکران آینده رشد و توسعه برخی از علوم و لجام لسیختگی آنها است. این لجام گسیختگی عمدتاً در دو حوزه علمی یعنی مهندسی ژنتیک و هوش مصنوعی بشدت بچشم می خورد.
موضوع مهندسی ژنتیک و شبیه سازی انسان نگرانی های شدیدی را در بین افراد معمولی جوامع بوجود آورده است.از سوی دیگر رشد تصاعدی علوم کامپیوتری و هوش مصنوعی همچون موجودی پر مدعا در اثبات برتری سیستم های محاسب بر انسان، انسان امروز را به چالش می طلبد.امروز دیگر دغدغه روشنفکران تنها تقابل ایمان و عقل نیست بلکه این بار این علوم عقل انسانی را در برابر علم و تکنولوژی قرار داده اند. این وع نگرانی ها اساساً زاییده اصرار آدمی برای بهره مندی بیشتر از این علوم است، هرچند چنین تحقیقاتی در تضاد با واقعیات حیاتی انسان داشته باشد. این نگرانی ها هنگامی تشدید می شوند که در جهت نادرست آن بکار روند.
در طی سالیان دراز که علم و دانش خدمات بی شائبه ای را برای انسان عرضه نموده اند. اینک که علوم به وقت بلوغش رسیده انسان باید در برابر او شکیبائی بخرج دهد و او را باید در رسیدن به کمال رشد و ترقی اش یاری رساند. ولیکن موضوع مهم این است که این علوم گاهی به عرصه هائی وارد می شوند که بشدت با هویت های انسانی ما در تقابل هستند و ما را به چالش دعوت می کنند. علم می گوید من در دوره های زیاد با مرارت ها روبرو بوده ام. مثل دوره قدرت کلیسا(گذر از دنیای بسته به فضای بی انتها/الکساندر کویره/ علیرضا شمالی/نگاه معاصر) و در همین اواخر سوء استفاده های شالاتانها از علم(چرندیات پست مدرنیسم/سوکال و مونت/عرفان ثابتی/ققنوس/ص12) پس اینک شایسته است که اندیشمندان و روشنفکران بیش از این مته به خشخاش نگذارند و ما را برای رسیدن به نقطه کمالمان یاری رسانند.
می دانید، واقعیت چیز دیگری است. علم چیز خوبی است. ولیکن علم نباید سرنوشت و تقدیر آدمی را به نابودی سوق دهد. شاید انسان تاکنون در مواجه با علم همواره سروری خود را تجربه کرده باشد و لیکن تجربه های جدیدی برای انسان دارد رخ می دهد که گویی این موضوع دارد وارانه می شود. این تجربه برای موارد نخستین آنها امری غریب و غیر قابل تحمل بنماید ولی تجربه های آرام آرام برای ما انسان ها عادی خواهند شد. اما انسان در برابر نابودی ابناء خود باید حساس و آگاه باشد.
براستی علم در تقابل انسان است یا در معیت و یارای انسان. ما باید دوباره در این مورد که علم باید چه نسبتی با انسان داشته باشد به تعمق و تفکر بیشتر و جدی تر بپردازیم. اگر چنان که متخصصین علم و تکنولوژی تخمین می زنند آیا رشد و توسعه علوم و شاخه های آن می تواند بر زندگی انسان سیطره و سلطه پیدا کند . اگر چنین باشد آیا انسان از هم اکنون نباید بر آن مراقبت داشته باشد. پس باید به این سلطه و سیطره علمی خود علم اندیشید و در فکر مهار و کنترل آن بر آمد.