شش سوال اساسی در تحقیق و پژوهش در سنت فلسفه اسلامی
باز هم این مثنوی تاخیر شد. با اینکه تمایل دارم مطالبی که به نظرم ممکن است مورد استفاده خوانندگان وبلاگ باشد سر وقت در این وبلاگ قرار دهم، ولی مشکلات این فرصت و مجال را از بنده دریغ می دارد. از خواننده گرامی خواهشمندم نقطه نظرات خود را با بنده در میان بگذارند و موجب رونق نوشته شوند. به امید خدا از این پس مطالب بیشتری را در این گذرگاه به اشتراک خواهم گذاشت. از اینکه با این وبلاگ همراهی می کنید متشکرم.
در فلاسفه اسلامی مطابق روش ارسطو برای تحقیق درباره چیزی همواره از مسیری حرکت می کنند که به آن نردبان تفکر گفته می شود. این نردبان دارای شش پله یا شش گام مهم است. گام اول تا ششم عبارتند از : مای شارحه، هل بسیطه، مای حقیقه، هل مرکبه، لِمِ ثبوتی و لِمِ اثباتی.
هرگاه می خواهیم چیزی را بشناسیم ابتدا مشتاقیم بدانیم آن چیزی که از آن سخن می گویند نام و عنوان اش چیست؟ و چگونه می توان آن را از چیزهای دیگر بازشناخت. این مرحله همان «مای شارحه» نام دارد. در مرحله بعد می خواهد بداند آن چیزی که نام اش را بردند وجود دارد یا نه؟ به این مرحله «هل بسیطه» میگویند. در مرحله بعد آدمی مشتاق است بداند آن چیز چیست و ماهیت آن کدام است؟ ذاتیات آن چیست؟ به این مرحله «مای حقیقه» می گویند. با دانستن این موضوع پژوهشگر حقیقت می خواهد بداند که آثار وجودی آن کدام است، از آن چه چیزی برمی آید، به چه کار می آید. به این مرحله «مای مرکبه» می گویند. در نهایت سوالی که برای پژوهشگر حقیقت پیش می آید این است که دلیلِ هستی و علتِ وجودی آن را مورد پرسش و جستجوی خود قرار می دهد. که مراحل پنجم و ششم این جست و جو را تشکیل می دهد. روشن است که دلیل از علت متفاوت بوده و دلیل همیشه علت علم و آگاهی انسان نسبت به یک چیز است ولی علت منشاء پیدایش یک امر به حسب واقع و نفس الامر است. خواه ما علت را بدانیم خواه ندانیم. لذا اینکه دلیل هستی چیزی را می دانیم «لِمِ ثبوتی» آن را می دانیم ولی وقتی علتِ وجودی آن را می دانیم، درواقع، «لِمِ اثباتی» آن را دانسته ایم. (اساس الاقتباس، دینانی، 1394: 116-115 و مقدمه ترجمه رساله تصور و تصدیق، 1381: ده)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۶:۴۸ ب.ظ توسط سید محمد حسینی
|