متافیزیک چیست؟

وقتی کلمه متافیزیک را می شنویم خیلی مواقع موضوعات مرتبط با امورغیرحقیقی بیادمان می افتد، مانند طالع بینی، علوم غریبه و چیزهای مانند آن. اما در اینجا سخن ما در این گونه موارد نیست؛ بلکه منظور ما از متافیزیک یا مابعدالطبیعه مطالعه فلسفی واقعیت ها و شناخت ماهیت واقعی آنها است. یعنی شناخت معنا، ساختار و اصولی آنها تاجایی که برای ما امکان پذیر است.
متافیزیک، معرفت شناسی و ارزش شناسی بخش های مهم فلسفه است. بنابراین متافیزیک بخشی از فلسفهُ و البته دشوارترین بخش آنست و به عنوان یک علم مباحث آن خیلی کلی و بطور افراطی دقیق و نظری است، به همین دلیل حتی در میان فلسفه خوانان هم کمتر کسی علاقمند به فراگیری و اندیشه ورزی در این متافیزیک است. علت این دشواری به دو چیز مربوط است: موضوعات متافیزیک بسیار کلی و به شدت انتزاعی هستند. هدف از مطالعه متافیزیک یا مابعدالطبیعه شناخت واقعیات و فهم ساختار آن است تا غیرواقعیات را واقعی نپنداریم. عمده ترین مباحث متافیزیک عبارتند از واقع گرایی و غیرواقع گرایی، کلی ها و جزیی ها، زمان، علیت و مسائلی از این دست. امروزه مباحث دیگری هم به آن اضافه شده است مانند ضرورت و امکان، هویت شخصی و اراده آزاد، صدق و حقیقت و مباحثی مانند آنها.
از بزرگترین متافیزیکدانان دنیای باستان می توان از پارمیندس، افلاطون، ارسطو و در قرون میانه از دون اسکاتس، سوارز، بوئسیوس، اکویناس نام برد، همچنین در دنیای مدرن دکارت، اسپینوزا، لایب نیتس، و در دوره معاصر از برگسون، وایتهد، برادلی نام برد. هرچند فیلسوفان نقدهای بسیاری به متافیزیک وارد می دانند، اما آنچه متافیزیکدانان عرضه می دارند بسیار اساسی و بنیادین است و بیشترین تلاش و تحقیق فلسفی را برای فهم آن موضوعات بکار می گیرند تا «واقعیت» را به فهم آوردند. قوی ترین انتقادها به متافیزیک را هیوم فیلسوف و تاریخ دان انگلیسی و ایمانوئل کانت فیلسوف آلمانی مطرح کرده اند.
این بحث ادامه دارد...
تاریخ ثبت ۹۸/۱۱/۰۶