دریای معرفت نام کتابی است از نصرالله پورجوادی که در سال ۱۳۹۴ توسط انتشارت هرمس به چاپ رسیده است. این کتاب به بررسی معرفت از نگاه عارفان از بایزید بسطامی تا نجم دایه می پردازد. شاید در نظر اول معرفت موضوعی برای فیلسوفان به نظر برسد؛ بحثی در خصوص علم و ادراک، بحثی در خصوص علم، عالم و معلوم و به قول معرفت شناسی جدید بحثی پیرامون تعریف معرفت، توجیه معرفت، منابع معرفت، حدود و ثغور معرفت. اما در این کتاب پورجوادی معرفت را نزد عارفان با زبان تمثیلی بررسی می کند.

در تصوف اسلامی تمثیل های بسیاری وجود دارد از جمله، داستان مرغان و رسائل الطیر،  تمثیل مسافری که از شهری به شهری می رود و در هر شهر باید مُقام کند تا درنهایت به مقصد برسد، تمثیل غار و مراحل سیر و سلوک عقلانی خروج از آن، و همچنین ساحل و دریا. در این کتاب پورجوادی به بررسی معرفت حضرت حق تعالی با تمثیل اخیر می پردازد. عارف کسی است که کنار ساحل معرفت نمی ایستد بلکه دل به دریای معرفت باری تعالی می زند و خود را در آن غرق می کند.

یکی از بخش های این کتاب بحث وجد و  وجود است. کاملترین تعریف وی از وجد از ابوسعید اَعرابی (متوفی به ۳۴۱) چنین است: «وجد با رفع حجاب آغاز می شود و پس از فقد رقیب، یا خلاص شدن از ابلیس، با مطالعه حبیب و اشارت به سرّ و مشاهده قلب و حضور فهم و ملاحظه غیب و محادثه سرّ ادامه می یابد. آخرین مرحله نیز فنای واجد و اتصال او به حق است.» (صفحه ۴۲) و از بایزید آورده است که تمام مراحل وجد بعد از ترک ساحل علم رخ می دهد، اما وجود یافت شدن است. و آنچه عارف می یابد یا نفس خود اوست یا پروردگارش. عارف با یافت شدن هست می گردد. در جای دیگر می گوید: قشیری وجد و تواجد و وجود را از یک جنس می داند و در نسبت تمثیل ساحل و دریا تواجد را ایستادن کنار دریا و دیدن دریا و به وجد آمدن نفس می داند که نفس را برای اتصال به آن به وجد می آرود و آن را تواجد می نامد و زدن به دریا و تر کردن نفس به آب دریا و آشنا شدن با آن و اتصال به آن را وجد می نامد؛ و غرقه شدن در آب دریا، خوگرفتن به او، و یکی شدن با آن را یافتن و وجود می نامد. (صفحه ۵۲).